ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 43
معجم البلدان ( فارسى )
و ش . ش 2972 ، از نامهء دانشوران 2 : 300 ريحانه 7 : 43 . ن . ك : چ ع 1 ص 345 ، فارسى ص 306 . پانوشت 5 . خالع رافقى : حسين ( 333 - 422 ) پسر محمد پسر جعفر ، از مردم رافقه است . شهرى كه منصور دوانيقى ( 136 - 158 ) پس از كشتن خائنانهء بومسلم ، سپاه ايرانى ابناء را كه همراه وى بودند ، در آنجا نهاد ، تا هم از مرزهاى ايران دور باشند ، و هم از قيام احتمالى بنىاميه جلوگيرى كنند . او سپاه زواقيل را نيز كه از مردم آرامىتبار تشكيل داده بود ، در پادگان رقّه همسايهء ايشان نهاد ، تا از قيام احتمالى ابناء ايرانى را فقه جلوگيرى كنند ( ن . ك پيش گفتار منزوى بر ترجمهء تجارب مشكويه رازى ج 5 ص 9 و معجمد . واژهء رافقه . خالع در چنين محيط بزرگ شد پس براى عرب نما شدن ، مانند بوالفرج اصفهانى ، نسبنامه اموى براى خود ساخت كه ياقوت نيز در آن شك مىورزد . ياقوت چند كتاب شعرشناسى و جغرافيا نيز به خالع نسبت مىدهد ، و در سه جاى معجمد ، آگاهىهاى جغرافيائى سه قبيلهء عربستان را از وى نقل مىكند . زندگينامهء خالع را زركلى از منابع خود نيز آورده است . خردادبه ( ابن - ) : بوالقاسم عبيد اللّه ( 205 - 280 ) پسر عبد اللّه پسر خردادبه خاندان خردادبه از روشنفكران وابسته و نانخور فئودالهاى برمكى بودند و هنگامى كه آنان مسلمان شدند ، خردادبه را نيز به اسلام آوردند تا ادارهء نامه رسانى را به راه اندازد ( نديم ترجمه ص 245 ) كتاب « مسالك و ممالك » او در 308 ص + 216 ص ترجمهء فرانسه از دخويه به سال 1889 م ، در ليدن پخش شد ، مورد استفادهء جغرافيانويسان پس از او بوده است . و ياقوت در معجمد تنها در سه جا از وى نقل مىكند ( زركلى ج 4 ، ص 343 ) از ارندوك در دائرة المعارف اسلام : 1491 ، ن . ك مقدمهء ياقوت چ ع 1 : 7 فارسى ص 5 ، پانوشت 1 . خشاب ( ابن - ) : عبد الله ( 492 - 567 ) پسر احمد ، ايرانى عرب شده است . در بغداد زاده شد و همانجا درگذشت . نحو شناس فلسفه خوانده ، شطرنجباز زبردست بود . او هميشه با عمامهء چركين در كوچه با عوام شطرنج مىباخت . چند كتاب در ادبيات عرب نگاشت . كتابخانهء خود را وقف كرد ( زركلى 4 ؛ 191 از بغية الوعات سيوطى ، خلكان ، معجما 12 : 47 - 53 ) ياقوت در اين كتاب هشت جا مطالب دستور زبان عرب را از وى نقل مىكند . خطابى بستى : حمد يا احمد پسر محمد ( 319 - 388 ) . او از مردم بست خراسان است ، ليكن خود را از اولاد عمر مىشمرد . ياقوت 8 جا از وى نقل دارد . ن . ك : ش . ش 372 ، از مرآت الجنان 2 : 435 ، لباب 1 : 151 ، 452 ، تذكرة الحفاظ 3 : 209 ، انساب 81 ، 203 ، هدية الاحباب ص 131 . خطط اندلس : ياقوت دربارهء واژهء « قاشره » از اقليم لبلهء اندلس گويد : در نسخهء ديگر از كتاب « خطط اندلس » ديدم كه آن را به صورت « قاتيد » نوشته بود ( چ ع : 4 : 15 : 22 ) . خطيب بغدادى : احمد ( 392 - 463 ) پسر على ، گنوسيست صوفى اما ضد شيعى بود ، تاريخ بغداد او در 14 جلد چاپ شده است ، ياقوت در 80 جا از وى ياد مىكند . ن . ك چ ع 1 ص 219 فارسى 199 ، پانوشت 7 . امير الجيوش اسماعيلى « 1 » او را بدين تهمت كه بر منبر
--> ( 1 ) . بدر جمالى امير الجيوش ( 405 - 487 ) پسر عبد الله ، بردهء ارمنى و آزاده شده ، جمال الدوله وزير مستنصر فاطمى اسماعيلى